دختران بدون مرز

دارم یه اتفاق بزرگ رو توی زندگیم حس می کنم.

نوشته شده در سه‌شنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ توسط ندا. نظرات ()

وقتی دلش می گرفت از آدم ها..

سرش را پایین می انداخت...

شاید هم آرامتر می شد..

چون خودش خوب بلد بود درد هایش را..

سرش را پایین می انداخت باز هم می نوشت..

بیچاره کاغذ خیس!

پی نوشت:طرحی از من ها.

نوشته شده در جمعه ٢٦ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ توسط ندا. نظرات ()

با راست و دروغش کاری ندارم...با خرافی بودنش هم...

امروز خانم دوست می گفت شنیدی آن جادوگری که سونامی ژاپن را پیش بینی کرده بود؟و همین طور پیش بینی کرده تا یک سال دیگر یا زمین نابود می شود یا پر از خوبی؟!

و من با لبخندی که خودم هم انتظارش را نداشتم گفتم یعنی ظهور نزدیک است..و مهدی دارد می آید..اما من هنوز انگار آماده نیستم..حتی اگر من هم آماده نباشم..او دارد می آید..شاید بشود مثل آمدن عمو این ها، که امده بودند و من تازه داشتم دنبال روسری ام می گشتم...

 

نوشته شده در شنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩٠ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ توسط ندا. نظرات ()

بعضی وقت ها دلم می خواهد به جای پیچ دادن های ادبی راحت حرف بزنم...از روزمرگی ها بگویم...از خوبی ها و بدی هایش..از اینکه بعضی وقت ها دلم می خواهد حرف خانم دوست و بعضی از روزهای خودم را گوش کنم و چادر بپوشم!

از اینکه آن روز خانم مهربان به من گفت چرا کتاب نمی نویسی؟و من فکر نمی کنم بودن اسمم روی جلد یه کتاب همه ی اون چیزی باشه که می خوام..یا اینکه بعضی وقت ها به خودم شک می کنم چرا آنقدر همه چیز برایم دوست داشتنی است!

بعضی وقت ها دلم می خواد کسی رو پیدا کنم که بشه باهاش بیدار موند اما قبلش باید خودم بیدار بمونم...بعضی وقت ها دلم می خواد بنویسم اینجا ،فقط برای لبخند کسی که می فهمه و بقیه ی بودن ها فقط واسم مهمل میشه..بعضی وقت ها دلم واسه کیبورد مشکی اینجا تنگ می شه...

بعضی وقت ها،به اون آقا حق میدم که توی شبکه ی ندای نجات ،اینقدر حرف های بیخود راجع به مسلمونا بزنه..شاید حقمونه...که افسار همه ی چیو دادیم دست اونا غیر از مستعمر شدن..غیر از ظلم دیدن...

بعضی وقت ها هم دوست دارم جای دانشجوی فلان رشته ،جای کامران نجف زاده باشم..هر چند غمگین ،هر چند پر درد..اما باز هم در جریان و با لبخند به درد های مخفی دنیا.

"جیره ی سیگارم را بدهید!

و تنهایم بگذارید با پیاده روی عصرگاهی!

 در من
       تیمارستانی
                     قصد شورش دارد."

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٠ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ توسط ندا. نظرات ()


Design By : Pichak