دختران بدون مرز

 
تناسخ
نویسنده : ندا امیری - ساعت ٢:٠٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩
 

شاید باید توضیح بدم..

اما  دنبال یه جور تناسخم...یه جور بریدن...

حرف های آن حاج آقا ی آخوند _که من فقط بهش می گفتم "آقا" و یه جوری تعجب می کرد و نگاهش که همیشه زمین بود را به من می دوخت و من ته دلم خوشحال بودم از این مرز شکنی_بد جور توی ذهنم مانده:"خواهرم مردها نامردن، خیلی نامردن بذار قیامت بشه می بینید زن ها خیلی  بهتر بودن"

نمی دونم چرا همه ی مردها تاکید می کنن روی نامرد بودن مرد!شاید باید از مرحله ی نامردی گذشت تا به مرد بودن رسید!از بد گذشت تا به خوب رسید..

خوب ها خیلی خوب، بد بودنو تجربه کردن...حالا تو هم امیدوار باش!