دختران بدون مرز

 
روزانه
نویسنده : ندا امیری - ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٧ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

هجرت یا اقامت؟

اگه بدونی چه حالی دارم!و داریم!

امتحان باکتری که انگار...گریه

ولی خیلی حال و هوای عجیبیه!خبرایی میشنوی که بیشتر شبیه معجزه ان!

مثلا این که یکی به مریم تلفن کنه بگه می خواد جابجا کنه!و طنز رفتن مریم بشه یه واقعیت تلخ!و اینکه که تو فکر کنی دیگه اینجا چه قدر بده!حدااقل بدون مریم!

مریم من نبودنتو چه طور تحمل کنم در حالی که همیشه از بودنت خیلی خوشحال بودم!نگران

مریم دلم خیلی برات تنگ میشه کاش نمی گفتی که می خوای بری!کاش بزرگ بودن شیراز دلتو نمی برد.کاش برای موندنت ...ناراحت

مریم بدون تو چی کار کنیم و کنم!دلم به بودن کی..؟کی بیاد واسه کلاس حرف بزنه که یخ نکنه!مریم...نگران