دختران بدون مرز

 
مدعی ها...
نویسنده : ندا امیری - ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳۸٩
 

بعضی حرفها آدم رو دیونه می کنه!!!

متاسفم من دیگه نمی تونم اینجا بنویسم!!

و نمی تونم به هر کسی اجازه ورود بدم!

چون آدم را میسوزانند!نگاههای کوچک پر فریاد!!

خودشان هر کاری می کنند!اما تحمل کردن های دیگران را ندارند!!از خودشان راضی اند!اما بر مانند های خودشان فریاد گمراهی می زنند!!

وقتی سهراب گفت کنار زن باید خوابید دیگه هیچ کس نباید شعرهاشو,سالها و سالها تکرار می کرد در کتاب هایی که خیلی ها!برای کنکور مرگ رنگش رو حفظ کردند تا پزشکی قبول شن!

 و نفهمیدند که پشت دریاها شهری است یعنی چه خستگی انبو هی !از آدمهای ماهی صفت این آّب..اما حیف که خیلی جاها قبول شدیم که نباید و خیلی جاها قبول نشدیم که باید...

از این که هر کسی واژه هایمان را دید...افسوس