دختران بدون مرز

 
دوستش داشت ،اما دخترانه
نویسنده : ندا امیری - ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ خرداد ۱۳۸٩
 

 

دوستش داشت اما دخترانه...

 

مواظبش بود.شب ها به او فکر می کرد.روزها ،قاب عکس کلبه ی چشمانش شده بود.

 

از کنارش که رد می شد بی تفاوت بود،اما در دلش فقط او بود.

وقتی از کنارش رد می شد و او را با یکی دیگر می دید می مرد!انگار همه ی رویاهایش خراب می شد!

مردش با کس دیگری بود.مردش با کس دیگری می خندید،حرف می زد،گریه می کرد،کاپیچانو می خورد،اما دخترک باز هم دوستش داشت،باز هم از کنارش رد می شد.

دخترک شب ها باز هم به او فکر می کرد اما این بار ، آرزو می  کرد که کاش کسی که عشقش را دزذید،مواظب مردش باشد...

فقط همین.