قاصدک اخوان

قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟

 از کجا وز که خبر آوردی ؟

 خوش خبر باشی ، اما ،‌اما

گرد بام و در من 

 بی ثمر می گردی

انتظار خبری نیست مرا 

 نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری

برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس 

 برو آنجا که تو را منتظرند 

 قاصدک

در دل من همه کورند و کرند

دست بردار ازین در وطن خویش غریب

قاصد تجربه های همه تلخ 

 با دلم می گوید 

 که دروغی تو ، دروغ 

 که فریبی تو. ، فریب 

 قاصدک 1 هان ، ولی ... آخر ... ای وای 

 راستی ایا رفتی با باد ؟

با توام ، ای! کجا رفتی ؟ ای

راستی ایا جایی خبری هست هنوز ؟

مانده خاکستر گرمی ، جایی ؟

 در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز ؟

 قاصدک

ابرهای همه عالم شب و روز

در دلم می گریند ...........

بعضی شعرها رو دیگران می گن اماوقتی حال اون شعر بهت دست داد یادت می ره کی گفت فقط می فهمی چی گفت!

/ 6 نظر / 5 بازدید
گمنام

سلام سلام خیلی چیزا هست که فقط یادمون میاد چی گفته ولی اون که گفته رو یادمون نمیاد ولی ایکاش از یاد نمیرفت چون اونموقعس که اونی که اون حرفو گفته درک میکنیم روز بخیر عزیز [لبخند][گل][گل][گل]

فریاد

آدمو گیج می کنه حس و احوال تو. پشت سر بذارش[تایید]

سهیلا

سلام من عاشق این شعر اخوانم. سپیده رو از خیلی وقت پیش می شناسم. از کانون پرورش فکری. از مسابقه ی شعر خوانی(زمان همین قاصدک اخوان). تازگیا هم یه جای جدید پیداش کردم. اتفاقن یه بارم همین جوری تصادفی همدیگرو تو خیابون دیدیم[چشمک] راستی جمله ای که از انیشتین گذاشتی معرکه س. خوش حالم که باهات آشنا شدم ندا جان.

سهیلا

سلام. دندون تهران؟ از اون جا سپیده رو می شناسی؟ من متال می خونم. خوش بختانه شریف قبول شدم ولی هوافضا نه. خیلی خوبه که دوستمون داری [لبخند]

داوود

سلام به تو و مهدی اخوان ثالث