سرم درد می کنه ...من خل چل ....من احساساتی....خدایا....کی تموم میشه این روزهای سگی....سپیده می گه بهزاد دوستش داشته ناخن کوچکش رو با دنیا عوض نمی کرده....هه....می گه ازمن متنفر بوده...می گه بقیه دستمالش بودن....

سرم دردمی کنه فریاد....سرم درد می کنه....بغضم ابسه کرده....دنیا م سیاه سیاه شده....امیدی ب طلوع هیچ خورشیدی ندارم....

ندارم....

/ 0 نظر / 6 بازدید