مهر

دلم تنگ شده!برای ...

برای مهر و همه ی آدم های مهربانش!

برای ترمینال و چمدان.برای آدم هایی که میروند.برای آدم هایی که چه در حال رفتن باشن چه در حال برگشتن اسم شان مسافر است.

برای مسافرهایی که هم سفرم شده اند.برای اکرم با همه ی معصومیتش...برای نگاههای  خانم دوست..حتی همان نگاههایی که بدجور نگاهت میکند و می گوید از پله ها پرتم می دهد پایین!

برای آدم های روپوش سفیدی که نمی دانم چندتاشان قلب هایشان هنوز سفید است.

برای استادهایی که یاد می دهند و باز هم نمی دانم چندتاشان مثل خانم اسکندری معلم دبیرستان برای یاد دادن آفریده شده اند.

برای سال بالایی ها!بعضی هاشان مغرور و سرد!بعضی هایشان هم مهربان و صمیمی!مثل زهره ی خوبم که همین حالا کنار صندلی های روبروی بخش جراحی،صدبار بوسش کردم از همین حالا!

برای بعضی ها که سردند!صدبار هم از کنار سردی آنها می گذرم!کمی مهربانی در صورتشان"ها" می کنم!اما...

برای مریض ها!مریض هایی که از اردیبهشت می آمدند دانشکده و منشی بخش ها و نگهبان های  دم در می گفتند برو تا مهر وقت نمی دن!دیگه دانشجو نداریم تابستان!

گفتم تابستان!چقدر روزهای آخر امتحانها دلمان تابستان می خواست و روزهای تعطیل.روزهای تعطیل‌‌ تعطیل!

دلمان از این روزها می خواست!روزهایی که همه ی ساعت هایش مال خودت است و همه ی آدم هایش تابستانی اند!

 

حالا آخر همه ی این تعطیلی ها دلم روی پله ها تنگ می شود!تنگ تنگ!

برای پنج شنبه!

/ 2 نظر / 3 بازدید
مهدي

وب زيبايي داري پيشاپيش تولدت هم مبارك

samane mahdvi

سلام، دوست عزیز وبلاگ زیبایی دارید ، مطالبتون رو نگاه کردم ، جالب و البته مفید بود ، جا داره که بهتر از این بشه و حتما بهتر هم میشه ، اگه دوست داشتی یه سر به سایت ما هم بزن ، خوشحال میشم اگه به دردت بخوره ! موفق باشی [گل]