بی نام!

حال این روزها ی من،روزهای امتحانی که اس ام اس میاد از خانم دوست که یادم آید روز دیرین،روز شیرین،وقت بسیار درس اندک...همه ی این حرف ها یعنی آخر کار شد و موقع شمردن ها.همیشه دلگیر می شدم از حساب کتاب بچه ها که حتی ترم 4 هم می گفتند این رفتار درست نیست،ما قراره 6 سال با هم باشیم!ولی حالا همش می گن 2 سال دیگه با همیم!و من بازم 6 رو منهای 3.5 می کنم می شه 2.5!

یعنی این روزها خیلی هامان داریم لحظه شماری میکنیم که برویم که همدیگر را نبینیم.. که دیگر امتحان ندهیم!که ...

راستش حواس من اصلن به روزهای رفته یا مانده نیست!انگار حواسم لای پله ضربدی دانشکده پزشکی وقتی که داشتم با زیبا قدم می زدم و می گفتم می خواهم از اینجا بروم جا گذاشتم!انگار حواسم را کنار بانک تجارت دانشگاه بو علی وقتی که گفتم همین جا چالش کن جا گذاشتم!انگار حواسم را وقتی آقای سال بالایی می آید سر یونیت ما،و می گوید خانم دکتر می شته دستمو اینجا بشورم و من ته دلم بهش می گم بسه دیگه،خودتی،جا گذاشتم!

انگار حواسم جا مانده کنار ساحل وقتی با مژده داشتم قدم می زدم.انگار حواسم....

خیلی جاها!مثل آن روز که آقای سال بالایی به من گفت خانم دکتر کی به شما گفته که من پیش فلانی کار می کردم؟!و من هزار بار از اون موقع دارم تو دلم بهش می گم همونی که واسه خود شیرینی!!!رفتی بهش گفتی که....اوف!!

بعدش هم یک دوست گرامی برمیگردد و می گوید خیلی فانتزی به زندگی نگاه می کنی!این جمله هم حواسم را می برد به سال دوم دبیرستان وقتی با فائزه داشتیم پیاده از باشگاه برمی گشتیم و پسری که داشت دنبالمون می کرد و دلمون می خواست که برگردیم عقب و بزنیمش یارو رو!ولی مراعات حال  خیابون رو کردیم!

نمی دونم با نگاه غیر فانتزی چه کار می شود کرد!زشت ها را زیبا ببینی خیلی بهتره از زشت ها را زشت دیدن!البته نظر این روزهام اینه شاید فرداها نظرم این نباشه!گفتم فرداها..امان از فرداهایی که نظرت را عوض می کنند امان از فرداهایی که می فهمی فلان چیز خوب توی زندگیت چقدر بد بود..میفهمی فلان آدم خوب چقدر بد بود یا فلان آدم کمرنگ چقدر خوشرنگ بود..یا فلان آدم خوش رنگ چقدر کمرنگ بود یا فلان آدم تو پر چقدر تو خالی بود...امان از این فرداها...از فرداهایی که بعضی وقتها صد بار امروزها را جلوی چشم هایت میاورد و صد بار پشیمانت می کنند از راهی که امروزها رفتی...

اما...با تمام حواس پرتی هایم،با تمام فرداهایی که آمد و من سخت از چهره ی امروزم دلگیر شدم...هنوز هم سرمای زمستان برایم تازگی دارد!هنوز هم نوشتن این وقت شب توی این روزهای امتحانی کیفورم می کند!هنوز هم وقتی با خودم شعر می خوانم و با خانم دوست جیغ!می زنیم را دوست دارم!هنوز مثل خیلی از دیروزها ساده می خندم!و ساده گریه!می کنم..و تکرار قشنگ زندگی رو دوست دارم!

هممممممم!باز هم زندگی می گذرد!زیبایی هایش در ذهن تو مانا باشد الهی که.

و الهی که لبخند بزنی همیشه و خودت خودت را تنها نگذاری..الهی که.

/ 4 نظر / 17 بازدید
آرزو

مطلب با حس و حالی بود موفق باشی بیا با هم در ارتباط بیشتری باشیم می خوام بیای تو وبلاگ من و وبلاگت بذاری تو وبلاگم باشه ؟ بیا حتما

سید مهدی وحیدی

تور اسکی ارمنستان ،سفر با خودرو شاسی بلند روز دنیا، 3 شب اقامت در هتل *4 ،صبحانه،لیدر فارسی زبان،پیست اسکی زاخکازور،گشت شهری ،سیم کارت 021-88430317-88431781 1.400.000 تومان

شبكه اجتماعي فيستك

فيستك شبكه اجتماعي بزرگ و در عين حال پر امكانات شبكه فيستك در سرعت و كيفيت حرف اول را ميزنه فيستك شامل خدمات ارسال و اشتراك گذاري مطلب ارسال موزيك و تصوير و فيلم چت تصويري و صوتي ساخت كلوب مجزا براي خود و همكارانتان و خانواده خود امكان ساخت چت روم اختصاصي و گروهي و راه اندازي ميگرد شخصي امتياز دهي به كاربر وهزارن خدمت ديگر فيستك با امكانات بالا و رايگان در اختيار شماست هم اكنون ثبت نام كنيد هرانچه كه از يك شبكه انتظار داريد

ماشا

سلام گرامي دوست مهربان.. واتوره با ((خمار خنده)) به روز است.شما هم به سفره سروده هاي من دعوتيد.قدم بر ديدگان من گذار و با نقد و نظرت چراغ روشن راهم باش.. تو را من چشم در راهم..