آرزوهای امروزم

امروز بخش اندو بودم.همون عصب کشی با کسره یا با ضمه!چه فرقی می کند.به قول استادهای اندو هر دوشان غلط است باید بگویی درمان ریشه!بعضی ها ،بعضی وقت ها چقدر دوست دارند همه چیز را پیچیده کنند!

بگذریم!دوشنبه یعنی پریروز اولین روزی بود که رفتم بخش اندو.اولین باری بود که عصب کشی می کردم!وه !برادر بزرگ!باز هم جایش خالی!یک عالمه فایل گذاشت جلوی دستم و گفت بیا یه دستی بهش بزن!و من!و منی که...منی که شماره ی فایل ها رو هم بلد نبودم!تقریبن یک سال پیش بود.مریض اول اندوم یه دختر جوون بود.هموفیلی داشت و کلی هم دیرش شده بود!روی یونیت نشوندمش!بی حسیش هم زدم!خانم دوست اومد گفت این تب خال داره کار نکن!استاد گفت ممکنه تب خال بزنه رو دستت و ..آخرش براش کار کردم با چهارتا دسنکش و قلبی که تند تند می تپید!!دوتا ماسک ،عینک به علاوه ی شیلد!و یک عدد همکار برای در باز کردن و در بستن اتاق رادیوگرافی...دیر شد!نزدیک دو!ولی کارش اون روز تموم شد و خیال من راحت!

شد چهارشنبه روز دوم بخش اندو!بازم یه مریض هموفیلی به من افتاد..جالب بود..

امروز خیلی تا آرزو داشتم یه دستیار می داشتم!که هروقت فایلی  گوتایی چیزی خواستم برام بیارن!یه دستیار که وقتی 5 دقیقه مونده به شروع کلاست بیاد ستتو بشوره خشک کنه و بگه بهت خسته نباشی!اگه یک لیوان چایی هم بهت میداد که...امروز دلم می خواست مثل گلسا یک روتاری داشته باشم و کانالی که دو ساعت با دست فایلش کردم در عرض دو سوت!کانالم آماده می شد!امروز دلم می خواست رزیدنت اندو باشم!

پی نوشت:یک روز جلوی آینه داشتم به دندانهایم نگاه می کردم وگفتم من دوست دارم دندون قبول شم..

/ 3 نظر / 21 بازدید
ziba

یه سوالی از من پرسیدی!!! اعتراف می کنم! گوش ندادم! داشتم فکر می کردم چطور منو می بینی؟! از پشت...!!![زبان]

ziba

راجع به اندو دیگه![لبخند]

hosna

dorod b to man ye omr cheshamo negah kardam cheshmpezeshk nashodam[افسوس]