به تو

چرا باز هم آمدی؟

من که فرسنگ ها از تو دور بودم!

حتی از تو بدم می آمد!

چرا آمدی و آنقدر در چشمانم تکرار شدی که به تو عادت کردم!

و حالا که به تو عادت کردم

انکارم می کنی!!!

اگر می خواهی نباشی

برو تا همیشه ها!

و اگر می خواهی بمانی

آنقدر احساساتم را راهروی قدم های تردیدت نکن!

/ 64 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هومن

سلام دوست من وبلاگ خوشکلی داری[گل] به منم سر بزن[لبخند] اگه خواستی منو با نام کتابخانه بلینک بعد بهم بگو با چی بلینکمت[قلب]

جواد

عالی بود من لینکتون کردم خوشحال میشم شما هم لینکم کنیو یه سری هم به کلبه خرابه ی من هم بزنید

عشق

سلام قشنگ بود بهم بسر[گل][گل][خداحافظ]

الناز

[گل][گل][گل] به ما هم بسر[گل][گل][گل]

کی ها(k-e-y h-aa )

آمدم چون هنوز در دلم هستی سلام دوست من اپم منتظر حظور گرمتون هستم.[گل]

کی ها

سلام ببخشید میخواستم بگم لینکوندمتون[چشمک]

معشوقه

*سلام وبلاگ خوبی داری تبریک میگم *منم وبلاگ دارم بهم یه سری بزن و یک رای به وبلاگم بده *ممنون میشمhttp://kashbeshe.persianblog.ir

سید علیرضا رئیسی

سلامی به گرمای شومینه و درازای رود می سی سی پی همیشه شاد و سربلند باشی این هم غزل است ، هم ترانه - هم میکده هم نمازخانه ای خوب من ، ای خمار خوش رنگ - ای بوسه ی تو مرا بهانه ای خوبتر از بهشت موعود - ای پهنه ی عشق بی کرانه چشم تو همان چراغ جادوست - نه ، آتش طور جاودانه با ما سر آشتی ندارند - این دلبرکان نوجوانه لبهای تو حرمت اش عجیب است - هم مسجد و هم قمار خانه از دست من آخرش جهیدی - ای ماهی مست رودخانه با یک دو سه بوسه می توانی - این مساله را جواب یا نه پیداست محبتت عظیم است - ای سر عظیم جاودانه از حادثه ی لبان مستت - آن بوسه نبود جز بهانه عشقی که زمینی اش بخوانند - تعبیر شد اینک عارفانه یارب بفرست سهم ما را - از این همه گریه ی شبانه به من هم نگاهی و نظری[گل]

دنیای تنهای صفا

میشه خیلی وقتا آروم کنار برکه ای نشست /و به ماهیهای کف برکه خیره شد /یا مثل یه گربه چنگ انداخت به ماهیها./ میشه خیلی وقتا به یه درخت تکیه داد /و آروم چشمها رو روی هم گذاشت. /میشه کنار ساحل قدم زد /و میشه گاهی وقتا تن به دریا زد. /میشه خیلی سبک توی خیال مثل پرنده تو آسمون پرواز کرد./ میشه خیلی وقتها خندید به هر چی که هست /میشه ... /اگه گریه امان بده... [گل]

حميد

باشه!!![افسوس]