سلام داداش فریاد عزیزم....امروز آخرین دوره کلاس های ترمیمی برگزار شد با دکتر فهیما...

فاطمه جلیلیان هم پیش ما بود... خیلی نگاهش کردم ببینم آن آقا کذایی عاشق کجایی فاطمه شده بود.... گفتم آقا فلانی را یادت هست گفت اره

ی مدت همش دنبالم بود توی دانشکده و.... اول دلم میخواهد مث فاطمه سفید و چاق بودم تا خانواده ش عاشق میشن و خودش دنبالم راه می افتاد...ولی زهی خیال باطل...اصلا که چه؟ب قول دکتر فرجام خیلی ها هستند توی دنیا که فلان شخص را نگارند توی زندگی شان خیلی خم خوشحالند....خیلی دلم میخواهد باشی داداش خیالی مهربان خوش تیپ راست گوی من....اگر همه ی امتیازهایی خوب دنیا را داشته باشی اما به من دروغ بگویی خیلی کم دوست خواهم داشت... شایداسرا دیچر دوست نداشته باشم...داداش فری خوب خودم دوست دارم و دلم یک عالم برای بغل ت تنگ شده....

/ 0 نظر / 4 بازدید